مولودی خوانی عقد و عروسی در اصفهان 09132054876

۰ بازديد

مولودی خوانی عقد و عروسی در اصفهان 09132054876

مقدمه
در منظومه فرهنگ آیینی ایران، هنر مداحی و نغمه‌پردازی مذهبی جایگاهی رفیع دارد. این هنر که در طول قرن‌ها صیقل یافته است، در قالب‌های متنوعی همچون مداحی در مجالس ترحیم، قرائت دعا و اجرای مولودی‌خوانی نمود پیدا می‌کند. بسیاری از مخاطبان این آیین‌ها ممکن است این سه ساحت را کاملاً منفک از یکدیگر تصور کنند، مولودی خوانی در اصفهان اما واقعیت این است که میان این شیوه‌های اجرایی، پیوندی عمیق از جنس «هویت موسیقایی» و «کارکرد روانی-اجتماعی» وجود دارد. در این مقاله به بررسی این هم‌پوشانی‌های ساختاری و محتوایی می‌پردازیم.

مداحی مجلس ترحیم: سکوی پرتاب مهارت‌های آوازی
مداحی در مجلس ترحیم که اغلب با رویکرد خوانش اشعار عرفانی و مناجات همراه است، نیازمند کنترل دقیق بر حنجره و تسلط بر دستگاه‌های موسیقی ایرانی است. مداح در این مجالس باید با انتخاب گوشه‌های مناسب از موسیقی دستگاهی (مانند دشتی یا بیات اصفهان)، فضایی حزن‌انگیز اما آرام‌بخش ایجاد کند.

جالب آنجاست که بسیاری از تکنیک‌هایی که یک مداح در مجلس ترحیم برای تأثیرگذاری بر احساسات مخاطب به کار می‌گیرد، در مولودی‌خوانی نیز به شکلی دیگر بازتولید می‌شود. توانایی در انتقال مفاهیم از طریق «لحن»، وجه مشترک این دو فضاست. استادان این فن بر این باورند که تسلط بر دستگاه‌ها در مجالس سوگ، تمرین بزرگی برای ارتقای توانمندی‌های اجرایی در سایر ساحت‌هاست. چنان‌که در یکی از متون مرجع پیرامون آداب مداحی آمده است:
آن‌کس که می‌تواند در مجلس سوگ با کلامی سنجیده و لحنی متناسب، قلب‌های داغ‌دیده را به سوی آرامش الهی سوق دهد، همان قدرت انتقال حس را در مولودی‌خوانی برای گشودن گره‌های شادی و شعف در دل‌های مؤمنان به کار خواهد بست

 دعا؛ نقطه پیوند و نقطه تعادل


دعا و مناجات‌خوانی، پل میان دنیای «سوگ» و «سرور» است. در دعا، مداح نه در فضای حزن مطلق است و نه در فضای هیجانِ مولودی‌خوانی؛ بلکه در فضایی از «خشوع» قرار دارد. این میانه بودن، باعث می‌شود دعا‌خوانی به عنوان بهترین محک برای سنجش توانمندی یک مجری در انتقال مفاهیم دینی شناخته شود.

مداحی که در قرائت دعای کمیل یا دعای توسل موفق عمل می‌کند، در واقع در حال تمرین «ظرافت‌های صوتی» است که برای گذار از یک فضای حزن به فضای شادی (مولودی‌خوانی) ضروری است. در واقع، دعا‌خوانی به مداح می‌آموزد که چگونه با کلام، اتمسفرِ یک مجلس را مدیریت کند. این مدیریت، در مولودی‌خوانی که نیازمند ایجاد شور و انرژی مثبت است، حیاتی‌ترین عامل موفقیت محسوب می‌شود.

 مولودی‌خوانی؛ اوج تبلورِ تکنیک و ذوق


مولودی‌خوانی به عنوان شاخه‌ای از مداحی که با محوریت «شادی اهل‌بیت» انجام می‌شود، نیازمند انرژی مضاعف و تغییر در پارامترهای اجرایی است. در اینجا، مداح باید از دستگاه‌های سنگین و حزین ترحیم فاصله گرفته و به سمت مقام‌های شاد و پرتحرک حرکت کند. با این حال، استفاده از «ردیف‌های آوازی» که مداح در مجالس ترحیم و دعا آموخته است، در اینجا نیز به کمک او می‌آید تا مولودی‌خوانی‌اش سطحی و سطحی‌نگرانه نباشد.

ارتباط این دو در استفاده از «شعر فاخر» مشهود است. مداحی که در مجلس ترحیم از اشعار حافظ یا مولانا برای تسکین بازماندگان بهره می‌برد، در مولودی‌خوانی نیز همان عمقِ کلامی را در مدح اهل‌بیت (ع) جاری می‌کند. این تداوم در انتخاب شعر و سبک اجرا، باعث می‌شود که سبک شخصی یک مداح در هر سه زمینه (ترحیم، دعا و مولودی) قابل شناسایی و دارای امضای هنری باشد.

چالش‌های مشترک در اجرای آیینی
از دیدگاه فنی، هر سه حوزه (ترحیم، دعا و مولودی‌خوانی) با چالش‌های مشابهی دست‌وپنج نرم می‌کنند:
1. **تناسب با مخاطب:** مداح باید بداند در کدام مجلس، چه میزان از هنرنمایی آوازی مجاز است.
2. **پرهیز از افراط و تفریط:** همان‌قدر که اغراق در حزن در مجالس ترحیم می‌تواند زننده باشد، استفاده از لحن‌های سبک و غیرموزون در مولودی‌خوانی نیز به اعتبار این هنر خدشه وارد می‌کند.
3. **پایبندی به اصالت متن:** در هر سه بخش، کلام اولویت دارد. ملودی و تحریر باید در خدمت انتقال معنای شعر و دعا باشد، نه جایگزین آن.

نتیجه‌گیری


ارتباط میان مداحی در مجالس ترحیم، قرائت دعا و مولودی‌خوانی، رابطه‌ای ارگانیک و پویاست. این سه حوزه، قطعات یک پازل هستند که در کنار هم، «مهارت حرفه‌ای مداح» را می‌سازند. مداحی که مرزهای این سه را به درستی می‌شناسد و توانمندی‌های خود را میان این سه فضا تقسیم می‌کند، نه تنها به پختگی هنری می‌رسد، بلکه می‌تواند تأثیری ماندگار بر ذهن و ضمیر مخاطبان خود بگذارد. ترحیم، دعا و مولودی‌خوانی، سه ایستگاه از یک سفر معنوی هستند که هر یک به شکلی، روح انسان را صیقل داده و او را برای درک بهتر مفاهیم متعالی آماده می‌کنند. حفظ پیوستگی و اصالت در هر سه، کلید تعالی هنرِ آیینی در ایران معاصر است.

 

اهمیت عزاداری بر امام حسین قسمت دوم

۱۱ بازديد

امام پس ازذکروظیفه اول که روزه اولین روز ماه محرم بود به بیان وظیفه دوم پرداختند.

ای پسر شبیب اگر برای چیزی خواستی گریه کنی بر امام حسین (ع) گریه کن چرا که ایشان را سربریدند آنطور که گوسفند را سر می برند اینکه به تو می گوییم برای امام حسین (ع) گریه کن نه اینکه ان بزرگوار گریه کن نداشته باشدوبه اشک تو محتاجندبلکه برشهادت ان مظلوم هفت زمین و هفت آسمان گریه کرده و می کنند.پس ادامه دادند وفرمودند:خدای متعال به چهار هزارملک برای یاری آن بزرگوارماموریت داد وچون امام اذن نبردشان ندادندهمانجاماندندوچون قتیل یافتندغبار آلود واندوهگین کنار تربتش بیتوته کردند وهمواره چنین اند تاروزی که امام دوازدهمطهور کنندودرآنروزاز یاران آن حضرت خواهند بودوشعارشان یا لثارات الحسین است.امام هشتم (ع) سپس پنج بشارت به عزاداران حضرت سیدالشهداداده ودر بیان اشاره اول می فرمایند:اگرآنقدر برای امام حسین (ع)گریه کنی که اشکت بر کونه هایت جاری شودخدای متعال همه ی گناهانت را می بخشد.گوچک باشد یازیادامام (ع) ادامه دادهودر بیانبسارت دوم فرمودند:ای پسرشبیب!اگردوست داری که خدای عزوجل را ملاقات کنی درحالی که پاک وپاکیزه ای پس حسین (ع) را زیارت کن.

 

حضرت ثامن الحجج (ع) بشارت سوم را اینگونه مطرح کی  فایل صوتی مجلس ترحیم جوان نمایند که: اگردوست داری با پیامبر وال پیامبر در خانه ی بهشت ساکن شوی بر قاتلان حضرت امام حسین (ع) لعنت کن.چهارمین بشارت اینکه

اگر دوست داری ثواب شهدای کربلا رابه تو بدهند هر وقت امام حسین (ع) را یاد کردی این جمله را بگو:یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما،با همین یک جمله،خدای مهربان ثواب شهدای کربلا را به تو می دهد باور کنید!امام هشتم(ع) منزه اند از مبالغه وگزاف گویی.امادرمورد بشارت آخر فرمودند:اگردلت می خواهد پیش ما باشی ودردرجه مادربالاترین درجات،پسبه حزن ما محزون باش وبه شادی ما شاد ودست ازدامن ولایت مامکش،که اگر کسی سنگی رادوست داشته باشد روز قیامت با آن سنگ محشور خواهد شد.مواظب باش ببین چه کسی و چه چیزی رادوست داری وسنگ چه کسی را به سینه می زنی که درنهایت با او محشور شویالبته تباکی نیاز به یک صوتی هیو سینه هایت جاری شود خدای متعال همه گناهانت را میخ باید با بزرگ، کم باشد و یا زیاد است که حالات انسان درباره گریستن متفاوت است. گاهی اوقات اثر می شود و حالت گریه به خود می گیرد که به آن تباکی می گویندنیاز به یک صوتی هم دارد، یعنی از خود، صدای گریه در آورد تفاعل است و معنایش این است که خود را به حالت گریستن اند، مانند تمارض که یعنی طوری نمایان کند که مریض و بیمار استحالی که بیمار نیست. پس مطلق سر به زیر انداختن و یا دست پر پیشانی گذاشتن تباکی نیست. تباکی آن است که صدای گریه از خود در آورد و چونان بنماید که در حال گریه استدر پاره ای از موارد، از این مرحله فراتر رفته، اشک در چشمانش حلقه می زند و در بعضی از شرایط نیز اشک بر گونه هایش جاری می شود، در آن هنگام که جاری می شود، اوج مطلب است که مورد اشاره حجت خدا امام هشتم یه قرار گرفته و چنین فرموده اند که این نوع گریه بر حضرت اباعبدالله گناهان را چه صغیره باشد و چه کبیره ذوب می کند.نکته سوم: ناگفته نماند که ظاهرا مقصود از گناهان، حق الناس نیست؛ بلکه آن معصیت هایی است که بین عبد و خداست. ممکن است درک همین مطلب هم برای عدهای سنگین باشد. به ایشان می گوییم

اهمیت عزاداری بر امام حسین

۱۴ بازديد

شما عزیزان به خوبی می دانید که ماه محرم و سوگواری حضرت اباعبدالله برای دوستان آن بزرگوار از صرف یک شعار بالا رفته است.گاهی اوقات بعضی چیز ها برای انسان در مرحله شعار است و گاهی اوقات هم از مرحله شعار گذشته وبه یک عقیده تبدیل شده است امروزه عزاداری بر حضرت ابا عبد الله حسین از زمره اعتقادات شیعه محصوب می شود.

شیخ صدوق رضوان الله علیه در کتاب شریف امامی و همچنین کتاب شریف عیون اخبار الرضا روایتی را نقل کرده است اشعار پدر که درآن حدیث حضرت ثامن الحجج وضایف ما رادرقبال ماه محرم و اقامه عزا برسرورمطلومان و سر خیل عاشقان،حضرت ابا عبدالله حسین بیان فرمودهاندوهمچنین برای عزاداران و گریه کنندگان برپیشوای آزادگان پنج بشارت می دهند.

این روایت همان خبر معروفی است که ازریان ابن شبیب نقل شده که می گوید:روز اول ماه محرم الحرام نزد حضرت رضا شرفیاب شده ام.ایشان فرمودند: آیا روزه هستی؟ عرض کرده ام:خیر!فرموده ان آیا می دانی امروز چه روزی است؟امروز روزی است که خدای متعال دعای زکریا را مستجاب نمود وبه او یحیی راعطا کرد است.او به ملائکه فرمود که در محراب با او سخن بگویند.هر که چنین روزی راروزه بگیرد ودعا کند،خداوند بزرگ دعای اورا برآورده خواهد کرد.سپس فرمود:یابن شبیب! ماه محرم در دوران جاهلیت در بین مردم احترام داشت،بی دین و کافر بودند، مشرک بودند ولی درماه محرم خونریزی نمی کردند.ولکن در همین ماه محرم،این امتی که خود را امت اسلام نامیدند هیچ احترامی برایخاندان پیامبر اسلام قائل نشدندائلاد پیامبر رادر این ماه کشتند وزنان این خاندان را به اسارت برده اند و خیمه ایشان را غارت کرده اند خدا از انها نگذرد